نمونه سوال املا و انشا1و2و3

 

نام طراح: خانم نوربخش

1. در يك متن مى توان از گفت وگوى درونى، يعنى .................... بهره گرفت. (25/. نمره)

2. براى غنى تر شدن متن انشا از چه نكته هايى مى توانيم بهره ببريم؟ (25/. نمره)

الف) نكته هاى حكمت آميزواندرزها       ب) حكايات كوتاه اخلاقى           ج) اشعار متناسب               د) همه ى موارد

3. ارزش يك انشا به تفصيل وبلندى آن است .انشاى خوب آن است كه گويا ،رسا وزيبا باشد. (  ص        غ  )  ( 25/. نمره)

4. درنگارش انشا بايد به چه نكاتى توجه داشته باشيم؟(4مورد) (1 نمره)

5. يك انشاى جذاب وزيبا داراى چه ويژگى هايى است؟(سه مورد) (75/. نمره)

6. از زبان بلبلى كه بر سر شاخسارى با خداى خود راز ونياز مى كند ؛ دو سطر بنويسيد. (2 نمره)

7. واژه هاى (دوستان واقعى،آينه،عيب ها،ارتباط)را در يك بند به كار ببريد.(يك بند دو سطر محسوب  مى شود) (2نمره)

.

8. عبارت نا تمام زير را تا دو سطر ادامه دهيد. (5/1 نمره)

علم ودانش براى انسان

9. براى تصوير روبرو شرحى در چهار سطر بنويسيد.  (2نمره)

ب) انشاى فارسى (10نمره)

يكى از موضوعات زير را به دلخواه خود بنويسيد.

1.  نقش تدبّر ودورانديشى درزندگى

2. كدام يك از منا ظر طبيعت براى شما جذاب تر است ؛ آن را توصيف كنيد.

3.دلم مى خواهد آسمان شهرم ، تهران ، ...

 

 

سوال امتحانی درس:نگارش و انشا  نام دبیر/دبیران : موسو ی   سال تحصیلی :  1390-   89 13

به نام خداوند جان و خرد

پایه ی دوم : سؤالات نگارش( 10نمره )

1- جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید :

-اگر نویسنده شرح حال شخص دیگری را بنویسد ،به این نوع نوشته..........یا............می گویند.

- جملات کوتاه و پر معنی را ..............................می گویند .

2- با هر یک از واژه های زیر یک جمله بسازید :

جوان :

 

حقیقت :

 

3- یک متن زیبا  بنویسبد وواژه های (جوان- تمدّن – تحصیل – ایرانی)را در آن به کار ببرید. (سه سطر)

 

 

 

4- جمله ی ادبی زیر را به صورت ساده ی زبانی بنویسید :

گل سرخ به روی خورشید خندید.

 

5- با حروف در هم ریخته ی زیر یک کلمه ی معنی دار بسازید:

ر – ص – ت – ف

د – خ – د – ن – ر – م

6- با هر یک از واژه های زیر یک  شبکه ی معنایی بسازید:

بهشت :

مدرسه :

7- تصویر روبه رورا در دو سطر توصیف کنید.

8- با بهره گیری از عنصر تشخیص یک سطر درباره ی سنگ بنویسید .

 

9- یک جمله ی تشبیهی دربا ره ی در یا بنویسید. و چهار رکن آن را مشخص کنید .

 

انشا : (10نمره)

دوست عزیز یکی از موضوع های زیر را انتخاب کرده وبنویس .(حدّاقل ده سطر )

الف) اززبان بلبلی که بر شاخساری با خدای خود راز ونیاز می کند بنویسید .

ب) با ادب باش که سرمایه ی خوبان ادب است

آیه آیه همه جا سوره ی قرآن ادب است

ج) آداب و فرهنگ ایرانیان .

  

نام واحد آموزشی :  بهجتیّه      نوبت امتحان : نوبت دوَم          30  دقیقه

سوال امتحانی درس: املای پرسشی     نام دبیر/دبیران : موسوی    سال تحصیلی : 1390-  89 13  تعداد برگ سوال :

 

به نام آن که هستی نام از او یافت

پایه ی دوم : املای پرسسشی (10 نمره)

1-    معنای کدام گزینه با توجّه به شکل درست واژه « اصل وبنیان» است ؟

 

الف) اثاث                      ب) اثاس                        ج)اساس

 

2-    با توجّه به معنا ی واژه ها گزینه ی صحیح را انتخاب کنید :

 

-این ایرانی پرشور وقتی نیرنگ استعمار را در کشورش در یافت نامه ای به مرجع ............

شیعیان نوشت تاتنباکو را ............کند .

الف) تقلید – تهریم       ب) تغلید - تحریم              ج)تقلید - تحریم

 

 

3-    املای کوام واژه با توجّه به معنی درست نمی باشد :

 

الف) منزّه : پاک          ب) عذّت : بزرگواری           ج) جهل : نادانی

د)  تآمّل : فکر کردن

 

4- املای همه ی گزینه ها جز گزینه ی ............به توجّه به معنی درست  است :

الف) سرشت : طبیعت         ب) ظلمت : تاریکی       ج) بدیع : تازه

د) ارصه : میدان

5- دو واژه بنویسید که با « ق» آغاز شود .



6- برای هر یک از واژه های «منتظر، محروم » یک هم خانواده بنویسید .

 

7- صدا ی«ز»چند شکل دارد ؟ برای هر یک واژه ای بنویسید :

 

8- در متن زیر واژه های نادرست املایی را پیدا کنید و شکل صحیح آن ها را بنویسید :

دنباله سوال امتحان درس : املا تقریری

بحلول خا ست برخیزد . جنید دامنش بگرفت و گفت : «من نمی دانم ، تو از بهر خدا ، مرا بیاموز».

 

ای کسی که دوره ی نوجوانی را می گزرانی و از فرت قرور گمان می کنی که روز گاردرازی در

 

پیش داری ، حساب کار خود را داشته باش که روز گار چون با د و ابر نا پایدار و گزرا است . عمر 

خود را طلف نکن . 

دخترم موفّق و پیروز باشی

موسوی

چگونه بدانیم کدام واژه ریشه عربی و کدام ریشه پارسی دارد؟


پیش از خواندن این مطلب یادآور می شوم که همه زباهای جهان با هم داد و ستد واژگانی داشته اند و دارند و خواهند داشت . شاید تنها زبانهای مرده باشند که چنین چیزی در آنها رخ نداده باشد . بودن کلمات عربی در فارسی طبیعی است همان گونه که در عربی نیز صدها واژه پارسی هست .

هرچند برای کسی که به دو زبان چیره نیست  کار دشواری است ولی راه های ساده ای هم وجود دارد که دانستن آنها جالب است.

از میان 32 حرف الفبای فارسی برخی حروف تنها ویژه واژه های عربی است .

حرف (ث) : هر واژه ای که دارای  ث  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد . جز (کیومرث: مرد دانا یا گاو مرد) ، ( تـَهمورث : دارنده ی سگ نر قوی ) و واژگان لاتین مانند بلوتوث یا نام هایی مانند ادوارد ثورندایک و ... که بسی آشکار است نام های لاتین هستند نه عربی یا فارسی.

حرف (ح): هر واژه ای که دارای حرف  ح  است بی گمان عربی است و ریشه ی فارسی ندارد.غیر از کلمه ی حوله که درست آن هوله است وبه گمان نزدیک به یقین ریشه ی ترکی دارد و به معنی (پُرزدار ) است .  عرب به هوله (حوله) می گوید : مِنشَفة در سعودی / خاولی یا خاولیة و بَشکیر در عراق / بِشکیر  یا فوطة در سوریه .واژه حول و حوش هم به گمان بسیار فارسی و درست آن هول و هوش است . کردهای فهلوی یا فَیلی هنوز به خانه می گویند هاوش که با house  در انگلیسی همانندی دارد.

حرف (ذ) : هرچند در فارسی کهن تلفظ این حرف مانند تلفظ عربی آن وجود داشته اما امروزه دیگر هیچ ایرانی ای ذال را ذال تلفظ نمی کند بلکه  زاء تلفظ می نماید .بیش از 95% واژه های دارای ذال ریشه ی عربی دارند مگر واژه هایی مانند گذر ، گذراندن ، گذشتن ، پذیرش ، پذیرفتن ، آذین، گنبذ (امروزه گنبد خوانده می شود.)ذانستن ( که امروزه دانستن تلفظ می شود. اما کردها ، لَکها و برخی دیگر از اقوام ایرانی  ذانستن را زانستن تلفظ می کنند. مانند تالشی ها که به (می دانم) می گویند ( زُنُـمzonom) و کردها می گویند ( اَزانِـم  یا  زانِـم یا مَزانِم یا دَزانِم )

حرف(ص): هر کلمه ای که  صاد دارد بی شک عربی است مگر عدد شصت و عدد صد که عمداً غلط نوشته شده اند تا با انگشت شست و سد روی رودخانه اشتباه نشوند.

صندلی نیز بی جهت با صاد نوشته شده و البته عربی شده ی چَندَل است. عرب به صندلی می گوید کُرسی ، مَقعَد و در گویش محلی عراق و سوریه اِسکَملی .

صابون هم در اصل واژه ای فارسی است و درست آن سابون است و این واژه از فارسی به بیشتر زبانهای جهان رفته مثلاً soap در انگلیسی همان سابون است . ما سابون را به صورت معرَّب صابون با صاد می نویسیم.اصفهان نیز معرّب یعنی عربی شده ی اَسپَدانـه یا سپاهان است.

حروف( ض/ظ /ع ):  بدون استثنا تنها ویژه واژه های دارای ریشه ی عربی است و در فارسی چنین مخارجی از حروف وجود ندارد .  به ویژه ضاد تا جایی که عرب ها به الناطقین بالضاد معروفند زیرا این مخرج ویژه عرب است نه دیگر مردمان نژاد سامی.

حرف(ط) : جنجالی ترین حرف در املای کلمات است . مخرج طاء تنها ویژه واژه های عربی است و در فارسی ط نداریم و واژه هایی که با  ط  نوشته می شوند یا عربی اند و یا اگر عربی نیستند غلط املایی هستند . مانند طهران ،طالش، اصطهبان ، طوس که خوشبختانه امروزه دیگر کسی تهران ،تالش ، استهبان و توس را دیگر نادرست نمی نویسد. اما بلیت واژه ای فرانسوی است . تایر tire واژه ای انگلیسی است . اتاق مغولی است . تپش فارسی است و دلیلی ندارد که آن ها را نادرست بنویسیم و امروزه دیگر این واژه ها را درست می نویسند مگر کسانی که با ریشه واژه ها آشنا نیستند.

حرف( ق ):  نیز در مرتبه دوم حروف جنجالی است . در فارسی قاف نداریم  غ  داریم . قاف ویژه واژه های عربی در 90 درصد موارد است واژه های  عربی دارای ریشه ی اغلب سه حرفی و دارای وزن و هم خانواده اند مانند: قاسم ، تقسیم ، مقسِّم ، انقسام ، قَسَم ، قسمت ، اقسام ، مقسوم ، قسّام ، منقسم و تشخیص واژه ی عربی الاصل دارای قاف کار ساده ای است . اما دیگر کلمات قاف دار یا ترکی اند و یا مغولی . مانند قره قروت: کشک سیاه / قره قویونلو : صاحبان گوسفند سیاه/ قره گوزلو: دارنده ی چشم سیاه / قزل آلا : ماهی طلایی

کلماتی مانند آقا ،قلدر ، قرمساق  نیز مغولی اند.  کلمه قوری نیز روسی است اصلاً قوری ،کتری ، سماور ، استکان همه واژه های روسی اند و اینها زمان قاجاریه و در دوره صدارت اعظمی امیر کبیر وارد ایران شدند . کلماتی مانند قند و قهرمان و قباد معرب  کند کهرمان و کَواذ هستند همان گونه که کرماشان یا کرمانشاه را عرب قرماسان یا قَرمسین تلفظ می کرده اما امروزه ما ایرانیان کرمانشاه یا کرماشان را قرماسان یا قرمسین تلفظ نمی کنیم  اما کواذ را قباد می گوییم و این تأثیر زبان عربی بر فارسی است.

حروف چهارگانه ( گ /چ/ پ / ژ )  : نیز در عربی فصیح یعنی نوشتاری وجود ندارد. و هر کلمه ای که دارای یکی از این چهار حرف است حتماً عربی نیست و به احتمال بسیار ریشه ی فارسی دارد . مانند منیژه ، مژگان ، ژاله ،پروین ، پرنده ، گیو، گودرز ،منوچهر ، پریچهر  و ... البته اغلب چنین است و موارد اندکی نیز امکان دارد از دیگر زبانها باشد مانند پینگ پونگ که چینی است . یا چاخان و خپل که مغولی اند . اشتباه نکنید چاخان ترکی نیست . مغولی است زیرا در ترکی به دروغ  می گویند  یالان .یا پارتی partyکلمه ای انگلیسی است و  آپارتمان واژه ای فرانسوی است.

شاید بپرسید پس سایر حروف مانند  الف ب ت ج د ر ز س ش ف ک ل م ن و ه ی  چگونه هستند ؟ پاسخ شما این است که اینها حروف مشترک در سراسر زبانهای جهان است . هرچند برخی اقوام بعضی حروف را ندارند و به گونه دیگر ادا می کنند . مانند حرف   ر  که در فرانسه   غ گفته می شود  و یا همین  ر   در چین  ل   خوانده می شود .

/نوشته : عادل اشکبوس

قواعد آموزنده‌ی املای فارسی

قواعد آموزنده‌ی املای فارسی


های غیر ملفوظ (بیان حرکت): در آخر کلمه درآمده تلفّظ نمی‌شود مانند: جامه، نامه، خامه، تشنه، گرسنه (در فارسی باستان ک تلفّظ می‌شده است)

(هـ)غیر ملفوظ در جمع با (ان) و اتّصال به (ی) مصدری به (گ) تبدیل می‌شود. مانند: خسته= خستگان؛ درمانده= درماندگی؛ زنده= زندگان، زندگی

(هـ)غیر ملفوظ در جمع با (ها) باید از علامت جمع جدا نوشته شود. مانند: نامه‌ها – خیمه‌ها – خنده‌ها

(هـ)غیر ملفوظ در جمع با (ات) به (ج) تبدیل می‌شود. این نوع جمع برخلاف قاعده‌ی دستورزبان فارسی است. مانند: کارخانه= کارخانجات؛ دسته= دستجات.

(هـ)غیر ملفوظ هرگاه به (ی) ضمیر و (ی) وحدت و (ی) نکره متّصل شودپیش از (ی) همزه‌ای به صورت الف می‌افزایند. مانند تو تشنه‌ای؟ خانه‌ای خریدم.

اگر اسمی که مختوم به (هـ) غیر ملفوظ است حالتِ مضاف داشته باشد. (ی) صامت میانجی می‌گیرد. مانند: نامه‌ی علی – خانه‌ی او

1- (هـ)غیر ملفوظ در موقع اتّصال به (ی) نسبت و پیش از (ی) همزه‌ای به شکل الف می‌افزایند مانند: آباده‌ای – میانه‌ای – مراغه‌ای

کلمات «خانگی – خیمگی» از این قاعده مستثنی هستند.

2- هرگاه (که)، (چه) و (ن) قبل از «است» بیاید (هـ) غیر ملفوظ حذف شده و الف تبدیل به (ی) می‌شود. مانند: کیست – چیست – نیست

3- در اتّصال به ضمایرِ مفردِ متّصل (م، ت، ش) همزه‌ای به شکل (الف) می‌افزایند. مانند: خانه‌ام، نامه‌ات، همسایه‌اش

4- در اتّصال به (کاف تصغیر) به (گ) بدل می‌شود. مانند: شانه= شانگک

5- هرگاه کلمه‌ای به (الف) و (و) و (هـ) بیان حرکت ختم شده باشد موقع اضافه (ی) صامت میانجی بعد از آن اضافه می‌گردد. مانند: کوه‌هایِ ایران، تشنه‌ی یادگیری، مویِ سیاه